سلطان محمد مطربي سمرقندي

368

تذكرة الشعراء ( فارسي )

مطلع : اشك آمد بر كنار چشم و از من خواب برد * آخر الامر آن گذر را چون‌كه ديدم آب برد [ 110 ] زالى سمرقندى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] زالى سمرقندى ، از دوستان قديم و مصاحبان نديم اين فقير بود . شرح ملّا مىخواند و گاهى شعر نيز مىگفت . به همراهى والدش ، به طريق تجارت به هندوستان رفته وفات نمود اين رباعى از گفتهء اوست . بعضى به ديگرى نسبت مىكنند . رباعى : تا خيل خيال دوست آمد بر ما * منزلگه شاه عشق شد كشور ما داريم سپاه بيحد از دولت اشك * كاندر پى هم مىرسد اين لشكر ما